الشيخ أبو الفتوح الرازي

322

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

قوله : * ( إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ ) * ، گفتند : عامل در « اذ » سه چيز است محتمل ( 1 ) : يكى « اذكر » ، چنان كه [ ذكران ] ( 2 ) در دگر جا برفت اضمار او . و وجهى ديگر : * ( يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ ) * ، و وجه سه‌ام ( 3 ) * ( إِذْ يَخْتَصِمُونَ ) * ، و ياد كن اى محمّد چون گفت ملائكه - و مراد جبريل است تنها ، [ چنان كه ] ( 4 ) در دگر جاى گفته شد ، اى مريم * ( إِنَّ اللَّه يُبَشِّرُكِ ) * ، خداى تو را مژده مىدهد ، * ( بِكَلِمَةٍ ) * . ابو السماك « قعنب بن زيد العدوىّ در شاذّ خواند : بكلمة « ، و آن لغت است مثل : فخذ و فخذ ، و : لعب و لعب . و بيان كرديم كه عيسى را براى چه كلمه خواندند ، يك وجه آن است كه گفتيم : لأنّ اللَّه تعالى خلقه بكلمة كن فكان من غير اب . قولى ديگر آن است ( 6 ) : براى آن كه پيش او وقت سخن گفت : * ( وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ ) * . قولى دگر آن كه : مبعوث بود به كلمه و آن كلام ( 7 ) خداى - جلّ جلاله - از انجيل . * ( مِنْه ) * ، اى من اللَّه - عز و جلّ - از خداى - جلّ جلاله . و شايد كه « من » تعلَّق دارد به بشارت ، و شايد كه تعلَّق دارد به « كلمه » . و معنى ابتدا غايت باشد ، و التّقدير : بكلمة صادرة ، او بشارة واردة . * ( مِنْه اسْمُه الْمَسِيحُ ) * ، ردّ كنايت كرد با عيسى - عليه السلام - و رد نكرد با كلمه ، براى آن به تذكير گفت . و گفته‌اند : ردّه الى معنى الكلمة و هو الكلام . و در مسيح چند ( 8 ) قولها گفتند مفسران ، بعضى گفتند : فعيل است به معنى مفعول يعنى ممسوح مطهّر من الاقذار ، پاكيزه و ماليده بود از پليديها . و گفته‌اند : ممسوح بود به بركت ، و گفته‌اند : براى آن كه از مادر بزاد به روغن اندوده . و گفته‌اند : براى آن كه ممسوح القدمين بود ، جمله پاى او بر زمين نشستى ، ارتفاع نداشت ميان پاى او . و گفته‌اند : براى آن كه جبريل پر در او ماليد ( 9 ) تا شيطان را بر او سبيل نباشد

--> ( 1 ) . همه نسخه بدلها : سه چيز محتمل است . ( 2 ) . مج : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . فق ، مب ، مر : سيم . ( 4 ) . مج ، وز : ندارد ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 5 ) . كذا در اساس و ديگر نسخه بدلها ، تفسير قرطبى : ابو السمّال . ( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر كه . ( 7 ) . مب : كلمه . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : ندارد . ( 9 ) . وز : ماليده .